از مقدمه مصحح:
…چنانکه پیش از این در مقدمۀ غزلیات قاری عبدالله ملکالشعراء (۱۳۲۲ -۱۲۴۸ش) نوشتهام، آگاهیهای ما از سیر تحول شعر و ادب فارسی دری و شناخت شاعران و نویسندگان کشور همزبان و همفرهنگ، افغانستان در دویست، سیصد سال اخیر بسیار اندک و گاه به افراد و اشخاص معینی همچون قاری عبدالله و در پنجاه شصت سال اخیر شادروان خلیلالله خلیلی محدود میشده است، در حالی که نه تنها در حوزۀ شعر و ادب و عرفان بلکه در قلمرو پژوهشهای ادبی، تاریخی، فرهنگی، عرفان و حکمی نیز در آن دیار افرادی شاخص پدید آمدهاند و آثاری به جای گذاشتهاند که شایستۀ بررسی و مطالعات و شناخت تجربههایی ست که در آن حوزه از قلمرو زبان و فرهنگ مشترک پدید آمده است . استقبالی که در سالهای اخیر از انتشار آثاری چون غزلیات قاری عبدالله و دیوان اشعار استاد خلیلی و تألیفات و تحقیقات استاد صلاحالدین سلجوقی و عایشۀ درّانی و واصل کابلی و امثال آن به عمل آمد، نشان داد که چه مایه شوق و توجه برای آشنایی با آثار و تألیفات این همزبانان و بهرهمندی از تجریبات آنان وجود دارد. به همین دلیل اینجانب در ده پانزده سال اخیر برای پاسخگویی به این تقاضا، همت بر آن گماشتهام که تا آنجا که فرصت و مجال یاری کند و توفیق رفیق گردد، ضمن تحقیق و بررسی چند و چون آن تجربهها، در این حوزۀ زبان و فرهنگ و ادب مشترک به ویرایش برخی از آثار آنان بپردازم.
باری نگارنده پس از ویرایش مجموعۀ واصل کابلی و عایشه درّانی در پیگیری همان اشارات قاری عبدالله ملکالشعراء به همت آقای محمد وسیم امیری به مجموعۀ اشعار ندیم کابلی که از قضا به همت و توجه سردار عزیزالله خان، سفیر کبیر افغانستان در تهران در مطبعۀ نوبهار لالهزار تهران طبع شده است، دسترسی یافت. خود این اهتمام به نشر اشعار ندیم کابلی در آن سالها آن هم به وسیلۀ سفیر کبیر افغانستان در تهران قابل ستایش است و نمونهای است که در همۀ ایام میتواند از سوی کسانی که در این سمتها مأمور میشوند، عملی شود و نه تنها موجب انتقال تجربههایی از این دست به همزبانان و همفرهنگان شود بلکه در جهت رشد آگاهی و اطلاعرسانی و هموار کردن راه برای کارهای دیگر نیز مؤثر باشد.
این دیوان یا مجموعه که ۲۳۲ غزل و ۲۸ قصیده، یک ترجیعبند و دو ترکیببند و چهارده قطعه و یک مثنوی ۱۶۹ بیتی است که در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۳۰۹ در مطبعۀ نوبهار لالهزار در تهران چاپ شده است.
یکی از مسائل جدیدی که در شعر ندیم دیده میشود که تا آن روزگار کمتر طرح شده است، بحث «وطن» و «وحدت ملی» است، مفهومی که از نظر تاریخی و زمانی که در آن روزگار تازه جان گرفته بود و محمود طرزی موضوعات مربوط به آن را در سراجالاخبار مطرح میکرد. وفاق و اتحاد ملی در کشوری مانند افغانستان از ضرورتهایی بود که باید با برنامهریزی درست و ترویج فرهنگ خاص آن عمل میشد. به نظر میرسد که ندیم کابلی در عین تأکید بر ضرورت و نیاز کشور به وحدت ملی در مجموع با طرحی که شادروان طرزی پیافکنده بود، موافق نبوده باشد….


