تخیل در «اوسانه owsane» مرز نمیشناسد، و موضوع هر چند ساده بنماید باز نمود و نماد پیام، و آرزومندی در آن کم نیست.
ماجرا چیزی است که در اوسانه وجود دارد، و از جملهی آبشخوریهای وجودی آن، همان تخیلی است که از انسان «بدون نوشتار» تا به امروز میداندار باورهاست. با این نگرش، تشخیص قدمت اوسانهها، با توجه به لایههای ادواری و الحاقی عقیدهمند، گاه بس مشکل است. چنان که اگر اوسانه را از جهت موضوع طبقهبندی کنیم این نکته به درستی خود را آشکار میکند.
اوسانههای سینه به سینه، که بیشتر بهوسیلهی راویان سواد نیاموخته به ما رسیده است، و سی نمونهی آن در این دفتر، خانه گرفته است، در شمار ادبیات شفاهیاند، و بهسیلهی نگارنده از گوشه و کنار خراسان گردآوری گردیده است، و پیداست هر سی اوسانه بازنویسی شده، و گردآوریشان در سالهای هزار و سی صد و پنجاه تا پنجاه و پنج بوده است.
برخی از اوسانهها چون باکرههای پریزاد بس کهن مینمایند، و در تحلیلی کلی، هم موضوع، و هم نمودهایی که در آن وجود دارد، میرساند بافت عمومی و مغزی آن چندان به درهم ریختگی دچار نیامده و به قرنهای پیش درمیرسد. با باوری چنین، عنوان این اوسانه را برای نام کتاب برگزیدم، و چشم دارم دیگر اوسنههای این دفتر که گزینهی صدها اوسانه است، علاقهمندان به فرهنگ عامه را مفید افتد.

